مسلمون شدی
هفته اول تولدت می خواستیم ختنت کنیم که کمتر اذیت بشی امادکتر گفت که صبر کنیم تاتکلیف زردیت معلوم بشه که خدایی نکرده بالا میره یا نه که خداروشکر بعد از سه روز پی در پی که بردیمت برای تست زردی که یکیش روز عاشورا بود دیدیم خداروشکر زردیت اومده پائین( خداروشکر ) بخاطر همین 26 آذر 90 که 23روزت بود دکتر بیدارمغز توبیمارستان لاله ختنتون کرد توبیمارستان کلی گریه کردی ولی خداروشکر وقتی اومدیم خونه دیگه حالت خوب بود فقط 2.3 روز اخردوباره اذیت شدی چون حلقت یکمی بند بود که روز پنجشنبه اونم افتادو منو مامانی خاله هاروکلی خوشحال کردیو خودتم راحت شدی و از اون شب به بعد شبا راحت خوابیدی ...
نویسنده :
مامان آمی
17:54
خوش به حال بابا علیرضا. . .
آرین کوچولوی عزیز مامان اینجا شما ٢ ساعت و ٥ دقیقتونه ولی من هنوز شماروندیدم اخه توریکاوری بودم خوش به حال بابا علیرضا ومامانی وخاله پروین چون شمارو زودتر از من دیدن ...
نویسنده :
مامان آمی
22:48




